پهلو تهی کردن

لغت نامه دهخدا

پهلو تهی کردن. [ پ َت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کناره کردن از کاری. ( غیاث ). پرهیز کردن و کناره نمودن از کاری و چیزی. ( انجمن آرا ). کناره کردن و دوری گزیدن و پرهیز و اجتناب نمودن از چیزی و از کسی تنها شدن. ( برهان ). پهلو خالی کردن. گریختن. پشت دادن. ( شرفنامه ). از زیر کار دررفتن.شانه خالی کردن. پهلو کردن. ( آنندراج ):
پهلو تهی کند اجل از تیغ تو ولی
از دشمنان دولت تو پر کند شکم.ظهیر فاریابی.پهلو از من تهی مکن که مرا
پهلوی چرب هم ز پهلوی تست.خاقانی.کسی کانچنان دید بنیاد او
تهی کرد پهلو ز پولاد او.نظامی.تو بصد تلطیف پندش میدهی
او ز پندت میکند پهلو تهی.مولوی.آنکه پهلو تهی کند از کان
صره سیم و زر کجا یابد.ابن یمین.پهلو تهی ز نکهت گل میکند مشام
امشب که در برآن بت مشکین کلاله نیست.طالب.ز لعب آنچه درین هفته الب سنقر کرد
زحل بترسد و پهلو تهی کند بهرام.مختاری.

فرهنگ معین

(پَ. تُ. کَ دَ )(مص ل. ) کناره کردن از کاری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کناره کردن از کاریپرهیز کردن کناره گرفتن: پهلو از من تهی مکن که مرا پهلوی چرب هم ز پهلوی تست. ( خاقانی )

جمله سازی با پهلو تهی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیر کج را از کمان پهلو تهی کردن خطاست پای خواب آلود در آغوش دامان خوشترست

💡 رمیدن باعث الفت شود روشن روانان را که موج آغوش بگشاید ز هر پهلو تهی کردن

💡 باشد از نقص جنون پهلو تهی کردن ز سنگ کز محک پروانمی دارد زرکامل عیار

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز