فرهنگ معین
(پُ لُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - قطعة سرب یا موم آب شده ای که برای جلوگیری از دستکاری و سوءاستفاده به سر پاکت یا در مغازه یا خانه یا مکان دیگری مهر شود، مهرو موم. (فره ). ۲ - مجازاً به معنی تعطیل کردن و بستن جایی.
(پُ لُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - قطعة سرب یا موم آب شده ای که برای جلوگیری از دستکاری و سوءاستفاده به سر پاکت یا در مغازه یا خانه یا مکان دیگری مهر شود، مهرو موم. (فره ). ۲ - مجازاً به معنی تعطیل کردن و بستن جایی.
مُهر سربی کوچک سوراخ دار که بعد از بستن در جایی یا چیزی با نخ به آن وصل می کنند تا از دست خوردگی در امان بماند.
* پلمب شدن: (مصدر لازم ) [مجاز] بسته شدن، تعطیل شدن جایی.
سرب، اسرب، ساچمه، مهرسربی کوچک
قطعة سرب یا موم آب شدهای که برای جلوگیری از دستکاری و سوءاستفاده به سر پاکت یا در مغازه یا خانه یا مکان دیگری مهر شود، مهرو موم. (فره)
مجازاً به معنی تعطیل کردن و بستن جایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دادستان کاشان همچنین از پلمب بیش از ۴۰ کافه و رستوران در این شهر به دلیل عدم رعایت حجاب توسط مشتریان خبر داد.
💡 در شهرستان ری اداره ورزش و جوانان از پلمب شش باشگاه ورزشی زنانه به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری خبر داد.
💡 این شرکت در دههٔ ۱۳۷۰ با یک اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی نیز مواجه شد. در پی مشکلات مالی، کارخانهٔ ارج رو به سقوط گذاشت تا سرانجام در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ با پلمب قضایی انبار ارج، پس از ۷۹ سال بهطور رسمی تعطیل شد و میان سهامداران پرشماری دستبهدست گشت.
💡 در ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ خبر تعطیلی این شرکت در میان برخی وبگاههای ایرانی منتشر شد که مدیران این شرکت آن را رد کردند؛ اما در ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ با پلمب قضایی انبار ارج، این کارخانهٔ ۷۹ ساله به شکل رسمی تعطیل گردید.
💡 گروهی از شهروندان در مقابل این مرکز خرید شعارهای اعتراضی «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «تا تهران رو پس نگیریم آروم نمیگگیریم» سر دادند. تجمع کنندگان از کسبه پاساژ علاءالدین بودند و به پلمب شدن این مرکز خرید اعتراض دارند.
💡 واحدهای صنفی متعلق به ۱۸ شهروند بهائی به تعداد ۱۲ عدد در شهرهای شهر کرد و ساری توسط مأموران نیروی انتظامی پلمب شدند.