پروانش

لغت نامه دهخدا

پروانش. [ پ ِرْ ] ( فرانسوی، اِ ) گلی است از تیره زیتونی که عرب آنرا قضاب گوید با گلهای سرخ و نیز آبی و گاهی سفید.

فرهنگ عمید

گیاهی از تیرۀ زیتونیان، با ساقۀ خزنده و گل های سفید یا آبیِ پنج گلبرگی، گل تلفنی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گیاهی از تیر. شاهدان. هندی که جزو تیره های نزدیک به زیتونیان است. ساقهاش خزنده و گلهایش چهار گلبرگی و برگهایش کامل و متقابل است. رنگ گلش غالبا آبی و گاهی سفید است. در حدود ۱۲ گونه از این گیاه شناخته شده که بیشتر زمینی هستند گل تلفونی.

جمله سازی با پروانش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمع دین بود مصطفی جانش جان بوبکر بود پروانش