پرزحمت

لغت نامه دهخدا

پرزحمت. [ پ ُ زَ م َ ] ( ص مرکب ) پرانبوهی. و در تداول فارسی پررنج. پرمشقت. که رنج و مشقت بسیار دارد.

فرهنگ عمید

۱. پرانبوهی.
۲. پررنج، پرمشقت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- پر انبوهی. ۲- که رنج و زحمت فراوان دارد پر رنج پر مشقت پر دردسر.

جمله سازی با پرزحمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آخر فهمیدم که باید تمام آلبوم را دوباره از اول میکس کنم. وقتی این کار انجام شد؛ بوووم! تریلر مثل بمب صدا کرد و تمامی رقبا را در آمریکا کنار زد … تریلر پروژهٔ پرزحمتی بود.

💡 یهودیان تورات را بر روی پوست یک حیوان حلال گوشت و توسط یک نویسنده و طی یک کار طولانی و پرزحمت می‌نویسند و این نوشته به صورت یک طومار درمی‌آید. نباید دست کسی به آن بخورد بنابراین هنگام خواندن آن به جای انگشت با یک وسیله که انتهایش شبیه دست است به آن اشاره می‌کنند. به این وسیله یَد می‌گویند. تورات به زبان عبری نوشته می‌شود.