پا در هوا

لغت نامه دهخدا

پا در هوا. [ دَ هََ ] ( ص مرکب ) بی اصل. بی اساس، چون سخنی و گفتاری.

فرهنگ معین

(دَ. هَ )(ص مر. )۱ - بی اصل، بی اساس. ۲ - معلق، بلاتکلیف.

فرهنگ عمید

۱. کار ناپایدار و بی اساس.
۲. یاوه و بی اصل.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بی اصل بی اساس: سخنش پادر هواست.
کنایه ازکارناپایداروبی اساس، یاوه وبی اصل

ویکی واژه

بی اصل، بی اساس.
معلق، بلاتکلیف.

جمله سازی با پا در هوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشنود گر آن پریوش گفته ما را، بجاست حرف ما سرگشتگان، چون زلف او پا در هواست

💡 در این زمانه سر نخوتی کشیده به هرسو ز نقشخانهٔ پا در هوای چنبر زین‌ها

💡 با هرکه هرچه گویی سنجیده بایدت گفت تا کفهٔ وقارت پا در هوا نباشد

💡 دل به زلف و وعده پا در هوای او مبند راستی در موی آتش دیده نتوان یافتن

💡 ما را برون آن در پا در هوا خروشی‌ست آنجاکه خلوت اوست امکان یاد من‌کو

💡 جویا هر آنچه در حق ما گفته است غیر واهی، دروغ بیهده، پا در هوا، غلط

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز