واگرایی

لغت نامه دهخدا

واگرایی. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) تباعد. ( لغات فرهنگستان ).

فرهنگ عمید

تباعد، دوری.

فرهنگ فارسی

تباعد، دوری
دوری تباعد.

فرهنگستان زبان و ادب

{divergence} [زبان شناسی] در جامعه شناسی زبان و زبان شناسی تاریخی، فرایند تغییر و تحول و دور شدن گویش ها و زبان ها از یکدیگر

ویکی واژه

در جامعه‌شناسی زبان و زبان‌شناسی تاریخی، فرایند تغییر و تحول و دور شدن گویش‌ها و زبان‌ها از یکدیگر.

جمله سازی با واگرایی

💡 در گااپ، یک سنت سوسیالیستی لیبرتارین، با نمایندگی پیر کارلو مازینی، و یک جریان مارکسیستی و لنینیستی، با نمایندگی چروتتو، همزیستی داشتند. واگرایی مواضع مختلف بعداً منجر به گسست قطعی از مازینی (۱۹۵۸) شد.