هیجده
مترادفها
هجده
لغت نامه دهخدا
هیجده. [ دَه ْ ] ( عدد، ص، اِ ) هجده. هژده. هیژده. یکی از اعداد. ثمانیةعشر. عدد پس از هفده و پیش از نوزده.
فرهنگ فارسی
هشت علاو. ده عددی است بین هفده ونوزده ٠
ویکی واژه
(ریاضی): عدد اصلی معادل هفده به اضافه یک.
جمله سازی با هیجده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از هیجده ماه آمد به راه بیاورد زی من به کین یک سپاه
💡 بدیدم چو نزدیک تر شد سپاه به نوک سنان هیجده سر چو ماه
💡 یوسف خرید کوری با هیجده قلب آری از کوری خرنده وز حاسدی نخاسی
💡 بوقت کودکی من هیجده سال بمشهد بودهام خوشوقت و خوشحال
💡 این شبیه جد خود پیغمبر است هیجده ساله علی اکبر است