هوز. ( اِ ) آواز تند و تیز را گویند مانند صدایی که از طاس برنجی و امثال آن برآید. ( برهان ):
باز بانگ اندراوفتاد به هوز
آهو آزاد شد ز پنجه یوز.نظامی.
هوز. [ هََ وْ وَ ] ( اِ ) دومین صورت از صور هشتگانه حروف جُمَّل که شامل سه حرف «هَ» و «و» و «ز» و به ترتیب برابر با پنج و شش و هفت است:
به هر لغت که تو گویی سخن توانی گفت
که اصل هر لغتی را تو ابجد و هوزی.منوچهری.- هاء هوز؛ هاء دوچشم. هاء گرد. مقابل حاء حطی.
هوز. [ هََ ] ( ع اِ ) گله گوسفند. ( مهذب الاسماء ).
هوز. [ هََ وْ وَ ] ( اِخ ) نام ملکی از ملوک حمیر است. ( منتهی الارب ).
هوز. ( اِخ ) خوز. رجوع به خوز شود. جمع معرب آن اهواز است و نام قوم ساکن خوزستان. ( حاشیه برهان چ معین ).
(اِ. ) آواز تند و تیز مانند صدایی که از طاس برنجی و امثال آن برخیزد، آواز (بانگ ).
(هَ وَّ ) [ ع. ] (اِ. ) دومین کلمة ساخته شده از حروف ابجد مرکب از: ه - و - ز.
دومین کلمۀ مصنوعی از کلمات ابجد.
آواز تندوتیز مانند صدایی که از ظرف فلزی برآید: باز بانگ اندر او فتاد به هوز / آهو آزاد شد ز پنجهٴ یوز (نظامی۴: ۷۰۹ ).
( اسم ) نام دومین صورت از صور هشتگان. حروف جمل.
خوز جمع معرب آن اهواز است و نام قوم ساکن خوزستان
رجوع شود به:ابجد
آواز تند و تیز مانند صدایی که از طاس برنجی و امثال آن برخیزد، آواز (بانگ)
دومین کلمة ساخته شده از حروف ابجد مرکب از: ه - و - ز.
💡 کرده در دلو برین منطقه و هیات آسان کرده در حوت بر آن ابجد و هوز دشوار
💡 بهمشکینخلقوشیریننطقاو گوییجهانداده هرآننافهکهدرچینشهرآنشکرکهدر هوزش
💡 «آرام» تکآهنگی از هنرمند اهل ایرلند هوزیر است که در سال ۲۰۱۴ میلادی منتشر شد. این تکآهنگ در آلبوم هوزیر قرار داشت.
💡 به هر لغت که تو گویی سخن توانی گفت که اصل هر لغتی را تو ابجد و هوزی
💡 آرتور پس از هوزیا و داچ که رهبران گروه هستند، مهمترین فرد گروه محسوب میشود.
💡 خورشید نماید خبر بیدم و بیحرف بربند لب از ابجد و از هوز و حطی