واژه همزه ممکن است به معانی زیر اشاره داشته باشد: سوره همزه، چهارمین سوره از قرآن کریم است. نخستین حرف تهجی در زبان عربی است و در علم تجوید دارای قواعد خاصی میباشد. همزه به شکل شش کوچک (ء) نمایش داده میشود و میتواند در ابتدای، وسط و انتهای کلمات قرار گیرد. همچنین یکی از نشانههای خط عربی و فارسی است که به شکل «ء» نوشته میشود. هرچند به عنوان یکی از حروف الفبا محسوب نمیشود، اما در کلمات وارد شده از زبان عربی و گاهی از زبانهای دیگر به کار میرود. از نظر آوایی، مشابه حروف ع= ‘ است و نمایانگر صامت چاکنایی ـ انفجاری میباشد. فارسیزبانان معمولاً تفاوتی در تلفظ این دو حرف قائل نمیشوند. معمولاً بر روی حرف دیگری قرار میگیرد. در ابتدای کلمات، بر روی کرسی دندانه قرار میگیرد، مانند ئیدروژن، و در وسط کلمات، بر روی کرسی الف، مانند تأکید و تأخیر، و بر روی کرسی و، مانند مؤسس و مؤمن، و همچنین بر روی کرسی دندانه، مانند توطئه، ایدئالیسم و سیئات قرار میگیرد. در انتهای کلمات، بر روی کرسی الف، مانند منشأ، ملأ و ملجأ، و بر روی کرسی و، مانند لؤلؤپ و تلألؤ میآید. همچنین همزه میتواند به صورت جدا و بدون کرسی نیز نوشته شود.
همزه
لغت نامه دهخدا
( همزة ) همزة. [ هَُ م َ زَ ] ( ع ص ) عیب جوی مردم. || سخن چین. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( اِخ ) عنوان سوره صدوچهارم قرآن که آن 9 آیه دارد و از سورهای مکی است. ( یادداشت مؤلف ).
همزه. [ هََ زَ / زِ ] ( از ع، اِ ) نام نخستین حرف از حروف الفبای فارسی و عربی است. آن را از حروف حلق خوانند و گاه آن را پس از الف، دومین حرف به حساب آورند. شکل آن در آغاز کلمه چون الف است با این تفاوت که همزه خود حرکت میگیرد. در وسط و آخرِ کلمه به صورت شبیه عین ( ء ) نوشته میشود. در حساب جُمَّل مانند الف برابر یک به شمار آید. ( از یادداشتهای مؤلف ). حرف اول از حروف مبانی. ج، همزات. ( از اقرب الموارد ):
آن برگهای شاسپرم بین و شاخ او
چون صدهزار همزه که بر طرف مد بُوَد.منوچهری.|| کندگی، مانند هزمة. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(هَ زِ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - حروف صامتی که به صورت «ء» نوشته می شود و ممکن است ساکن باشد مانند: رأی. یا مانند: جرئت. ۲ - نشانه ای به صورت «ء» روی «ها»ی غیرملفوظ به جای «یا» ی اضافه مانند: خانة حسن که تلفظ می شود خانه ی حسن.
فرهنگ عمید
صد وچهارمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۹ آیه، لُمَزَة.
نام حرف «ء».
فرهنگ فارسی
همزه یاالف حرف اول الفبای فارسی که دراول کلمه آید، همزه قبول حرکت میکندولی الف ساکن است، غماز، عیبجو، سخن چین
( اسم ) حرفی است صامت.یا همز. مسمار. میخ کج و معوج مقابل الف مسمار ( میخ راست ).
عیب جوی مردم سخن چین
جمله سازی با همزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امجدی در رشوه خوردن اهل جد شد همزه اش را در دلش کردم مجد شد
💡 لختی از او نصب کرد و لختی از او رفع بعضی از او همزه کرد و بعضی ازو مد