نگذاشتن

لغت نامه دهخدا

نگذاشتن. [ ن َ گ ُ ت َ / ن َ ت َ ] ( مص منفی ) مقابل گذاشتن. رجوع به گذاشتن شود.

فرهنگ فارسی

مقابل گذاشتن.

جمله سازی با نگذاشتن

💡 زشت باشد با چو من درمانده‌ای شرط و رسم مردمی نگذاشتن

💡 تنی را به جان بار نگذاشتند دریغا به تن جان اگر داشتند

💡 مر این کرم را خوار نگذاشتند بخوردنش نیکو همی داشتند

💡 که آن شهر یکسر زنان داشتند کسی را دران شهر نگذاشتند

💡 در آن خانه شد خواست نگذاشتند شمن هرچه بد بانگ برداشتند

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز