لغت نامه دهخدا
نمک زدن.[ ن َ م َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نمک پاشیدن:
کوته ز شوربختی ما شد شب وصال
چندانکه زد نمک دل ما بر کباب صبح.نعمت خان ( از آنندراج ).این چه نمک بود به داغم زدی
بوی بهاری به دماغم زدی.وحید ( از آنندراج ).
نمک زدن.[ ن َ م َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نمک پاشیدن:
کوته ز شوربختی ما شد شب وصال
چندانکه زد نمک دل ما بر کباب صبح.نعمت خان ( از آنندراج ).این چه نمک بود به داغم زدی
بوی بهاری به دماغم زدی.وحید ( از آنندراج ).
نمک پاشیدن
salare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استفاده از نمک زدن و شور کردن برای نگهداری مواد غذایی گوناگون مانند: گوشت، ماهی، پنیر و سبزیها از حدود ۳۵۰۰ سال پیش در کشورهایی مانند، مصر، یونان، چین و سایر نقاط جهان رایج بودهاست.
💡 به بساط جرعهکشان تو، غم نقل و بادهکه میکشد که توان ز حرف تبسمت بههزار پسته نمک زدن