لغت نامه دهخدا
نمای. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرخم ) نماینده. نشان دهنده. نما. در تمام معانی رجوع به نما شود.
نمای. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرخم ) نماینده. نشان دهنده. نما. در تمام معانی رجوع به نما شود.
افزون شدن، افزایش یافتن، بلندشدن
( اسم ). نما: صواب نمازی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ١٤) نماينده سازمان حفاظت محيط زيست در كميته تخصصي شوراي عالي آب كشور؛