لغت نامه دهخدا
ندماء. [ ن ُ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ ندیم. رجوع به ندیم و نیز رجوع به ندما شود.
ندماء. [ ن ُ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ ندیم. رجوع به ندیم و نیز رجوع به ندما شود.
(نُ دَ ) [ ع. ] (ص. ) جِ ندیم.
جِ ندیم.
💡 سلطان دانست که آن بیچارگان راست میگویند. از ندماء خویش فاضلی را بخواند و گفت: