مختبر

مترادف‌ها

آزمایشگاه

لغت نامه دهخدا

مختبر. [ م ُ ت َ ب ِ] ( ع ص ) کارآزموده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
مختبر. [ م ُ ت َ ب َ ] ( ع ص ) آزموده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اختبار و ماده قبل شود. || آگاهی به چیزی.( آنندراج ). و رجوع به اختبار شود. || پرگوشت. جمل مختبر؛ کثیراللحم. ( از ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(مُ تَ بَ ) [ ع. ] (اِمف. )۱ - آزموده، امتحان کرده. ۲ - آگاهی یافته، خبردار.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آزماینده امتحان کننده. ۲ - آگاهی یابنده خبردار شونده.

ویکی واژه

آزموده، امتحان کرده.
آگاهی یافته، خبردار.

جمله سازی با مختبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 احمد مرسل سریست بسرحد کمال اختبار ای خردت راهبر مختبران

💡 «إِنَّ فِی ذلِکَ» الّذی ذکرت من امر نوح و السفنیة و اهلاک الاعداء، «لَآیاتٍ» ای لعبرا و دلالات علی قدرتنا، «وَ إِنْ کُنَّا» یعنی و ما کنّا، و قیل و قد کنّا، «لَمُبْتَلِینَ» ای مختبرین طاعتهم بارسال نوح الیهم.

💡 گر شدی از جنت او مختبر رو بخوان عند ملیک مقتدر

💡 دانشمندان در مختبرهای پیشرفته خود مشغول انجام تحقیقات بسیار پیچیده‌ای هستند تا بتوانند درمان‌های جدیدی برای بیماری‌های صعب‌العلاج بشری ابداع و کشف کنند.

💡 هر نمونه خون یا بافت ارسالی از بیمار، باید با دقت بسیار بالا و طبق پروتکل‌های بهداشتی مشخص در مختبر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

💡 تجهیزات مدرن و دستگاه‌های بسیار دقیق در مختبرهای شیمیایی، امکان انجام واکنش‌هایی را فراهم می‌کنند که در شرایط عادی محیط‌های معمولی امکان‌پذیر نیستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران