لغت نامه دهخدا
محافظه کاری. [ م ُ ف َ ظَ / ف ِ ظِ ] ( حامص مرکب ) عمل محافظه کار. رجوع به محافظه کار شود.
محافظه کاری. [ م ُ ف َ ظَ / ف ِ ظِ ] ( حامص مرکب ) عمل محافظه کار. رجوع به محافظه کار شود.
طرفداری سنن و آداب گذشته.
{conservatism} [جامعه شناسی] گرایش عمدتاً سیاسی خواهان تثبیت وضعیت موجود اجتماعی براساس حفظ ارزش ها و سنت ها که عموماً با مقاومت و بدبینی در برابر هرگونه نوجویی در فرایندهای اجتماعی همراه است
رویکردی در قبال امر حکومت و هوادار حفظ نهادهای موجود. برخی از حزب های سیاسی غرب، از قبیل حزب محافظه کار انگلستان، حزب جمهوری خواه ایالات متحد امریکا، حزب دموکرات مسیحی آلمان، و حزب های لیبرال استرالیا، معرّف آن اند. محافظه کاری صریحاً مکتبی عمل گراست که هیچ گونه اصول و آموزه ای را مقدّس نمی داند، اما عموماً بر سرمایه داری آزاد، حداقل مداخلۀ دولت در اقتصاد پای بندی استوار به قانون و نظم، و اهمیت سنّت های ملی تأکید دارد. در انگلستان، محافظه کاری نوزیر نفوذ ایدئولوژیک تاچریسمهر چه تندروتر شده است و با حمله به نهادهای ریشه دار و پابرجا، اقتصادهای مبتنی بر بازار آزاد را تبلیغ و ترویج می کند. این اصطلاح را در اصل بروکهبه عنوان ایدئولوژی ای مطرح کرد که متضمن احتیاط در جداشدن از ریشه های تاریخی یک جامعه، یا تغییر سنت ها و نهادهای موروثی آن است. محافظه کاری در این شکل اندام وار شامل وفاداری به سنت، جامعه، سلسله مراتب قدرت، پدرسالاری خیرخواهانه، و اطاعت طبقات فرودست است. اما محافظه کاری می تواند به معنای ایدئولوژی آسانگیر و فردگرایی آزاد و فارغ بال نیز باشد که بر مسئولیت فردی، بازار آزاد، قانون و نظم، و به حداقل رساندن نقش حکومت تأکید می کند و برای جمع، سنت، و خیرخواهی نقشی حاشیه ای قایل است. این دو معیار را در نظر و عمل به سختی می توان آشتی داد.
گرایش عمدتاً سیاسی خواهان تثبیت وضعیت موجود اجتماعی براساس حفظ ارزشها و سنتها که عموماً با مقاومت و بدبینی در برابر هرگونه نوجویی در فرایندهای اجتماعی همراه است.
💡 وضع صنعت و کشاورزی در الجزایر کساد است و ظرفیت چندانی برای اشتغال ایجاد نمیکنند. گردشگری هم برخلاف تونس و مصر، به دلیل محافظهکاری و انزوای سیاسی و فرهنگی رژیم هواری بومدین در سالهای پس از انقلاب ۱۹۶۲، به حاشیه رانده شده و نقشی در اقتصاد این کشور بازی نمیکند. بیکاری به ویژه در میان جوانان گستردهاست و مشکل گرانی و کمبود مسکن هم از قشر متوسط تا قشرها ضعیفتر را تحت فشار قرار دادهاست.
💡 تغییرات فکری و نظری گلوکسمن به گونهای بود که به نومحافظهکاری تمایل پیدا کرد و در این راستا به حمایت از حمله به عراق برای سرنگونی صدام پرداخت و در زمان انتخابات ریاست جمهوری فرانسه از نیکولای سارکوزی طرفداری کرد.