متحرک به معنای حرکتپذیر یا قابل حرکت است و به اشیاء یا موجوداتی اشاره دارد که میتوانند به صورت فیزیکی حرکت کنند، مانند حیوانات، انسانها یا وسایل نقلیه.
در زمینه فنی و مهندسی، متحرک به ماشینآلات، دستگاهها یا سیستمهایی گفته میشود که قابلیت حرکت دارند یا میتوانند به صورت خودکار عمل کنند.
از نظر اجتماعی و فرهنگی متحرک به افرادی دلالت دارد که در حال تغییر موقعیت اجتماعی، شغلی یا جغرافیایی هستند.
به طور کلی، متحرک به هر چیزی اطلاق میشود که قادر به حرکت یا تغییر وضعیت باشد و این مفهوم میتواند در زمینههای مختلف معانی خاص خود را داشته باشد.
متحرک. [ م ُ ت َ ح َرْ رِ ] ( ع ص ) جنبنده. ( آنندراج ). مأخوذ ازتازی، کسی و یا چیزی که بجنبد و در حالت حرکت باشد و جنبان وحرکت کنان و جنبنده و حرکت کرده. ( ناظم الاطباء ). حرکت کننده و جنبنده: چون ایشان را آلت... ناقص بود اندر این باب گوش متحرک داد. ( قراضه طبیعیات ص 8 ). حاسه بصر سپید و سیاه را و بزرگ و خرد را و متحرک و ساکن را یابد. ( مصنفات باباافضل ج 2 ص 426 )
(مُ تَ حَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) حرکت کننده، در حال حرکت و تکان.
۱. دارای حرکت، حرکت کننده، جنبنده.
۲. (ادبی ) [مقابلِ ساکن] ویژگی حرفی که با مصوت ادا شود.
حرکت کننده، جنبده، دارای حرکت
( اسم ) ۱ - حرکت کننده جنبنده: حاس. بصر سپید و سیاه را و بزرگ و خرد را و متحرک و ساکن را یابد. جمع: ( برای اشخاص ) متحرکین: چون ایشانرا آلت ذب ناقص بود اندرین باب گوش متحرک داد. ۲ - ( صفت ) فعال با جنب و جوش. ۳ - هر حرفی که دارای حرکت باشد و بتعبیر بهتر حرفی صامت که پس از آن حرفی مصوت باشد مقابل ساکن.
💡 ضد حمله استالینگراد، عملیات اورانوس، نیاز فوری ارتش سرخ به اسلحههای سنگین متحرک را آشکار کرد. اهداف اولیه برای این اسلحهها، استحکامات آلمان در داخل و اطراف استالینگراد بود. در آن زمان یگانهای زمینی خط مقدم شوروی قدرت آتش کافی برای مقابله با لانههای توپ و مسلسل و دیگر استحکامات را نداشتند.
💡 وی بیشتر برای اختراع مجسمه متحرک به شهرت رسید. علاوه بر مجسمههای متحرک و مجسمههای پایدار، الکساندر کالدر نقاشی، چاپ سنگی، اسباببازی، گوبلن و جواهر و صدها چیز دیگر را نیز ایجاد کردهاست.
💡 نه عاشق است که واله بر وی چون مه تست که مرده متحرک چو سایه همره تست