مألوف

لغت نامه دهخدا

مألوف. [ م َءْ ] ( ع ص ) آشنا. آموخته. انس گرفته و مأنوس و خو کرده شده. عادت کرده شده و معتاد. ( ناظم الاطباء ). الفت یافته. انس گرفته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): وقتی از اوقات به حوادث ضروری از مسکن مألوف دوری جستم. ( مقامات حمیدی ).روی به عطن معهود و وطن مألوف نهاد. ( سندبادنامه ص 58 ). وزن رباعیات مألوف طباع است و متداول خاص و عام. ( المعجم ). از شمول معدلت و عموم مرحمت او روی به اوطان مألوف باز نهاده. ( المعجم چ دانشگاه ص 12 ).
مألوف را به صحبت ابنای روزگار
برجور روزگار بباید تحملی.سعدی.مرغ مألوف که با خانه خدا انس گرفت
گر به سنگش بزنی جای دگر می نرود.سعدی.مگر آنکه سخن گفته شود به عادت مألوف. ( گلستان ).

فرهنگ معین

( مألوف ) (مَ ) [ ع. ] (ص. ) الفت گرفته، خو کرده.

فرهنگ عمید

الفت گرفته، خو گرفته.

فرهنگ فارسی

الفت گرفته
(اسم ) الفت گرفته مانوس انس گرفته خوگر: وزن رباعیات مالوف طباع است و متداول خاص و عام... یا وطن مالوف. محل و شهری که شخص بدان انس گرفته ودر آنجانشو ونما یافته.
آشنا آموخته

ویکی واژه

الفت گرفته، خو کرده.

جمله سازی با مألوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم آشفته برو از خم زلفش بیرون گفت حاشا که گذارم وطن مألوفم

💡 به خاک این درم الفت گرفته سر همه عمر مرا ز مسکن مألوف دربدر نکنی

💡 چون بر سر آبست ترا منزل مألوف بر چشمه ی چشم من خونخوار فرود آی

💡 چو هست ملک قناعت دیار مألوفم عنان عزمم از آنرو سوی دیار خودست

💡 زهی اخلاق تو مرضی مألوف زهی خیرات تو مقبول و مبرور

💡 مألوف را به صحبت ابنای روزگار بر جور روزگار بباید تحملی

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز