لرزهای
مترادفها
لرزشها، تکانها
متضادها
ثبات، سکون، آرامش
فرهنگستان زبان و ادب
{seismic} [ژئوفیزیک] مربوط به امواج کِشسان حاصل از چشمه های مصنوعی لرزه
ویکی واژه
مربوط به امواج کِشسان حاصل از چشمههای مصنوعی لرزه.
جمله سازی با لرزهای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنجا که رفته بود هم اندر زمان بدم تب لرزهای جرم کواکب ربوده بود