فیزیوکرات
لغت نامه دهخدا
فیزیوکرات. [ یُک ْ ] ( فرانسوی، ص، اِ ) کسی که طرفدار فیزیوکراسی باشد. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(یُ کِ ) [ فر. ] (ص. ) کسی که طرفدار فیزیوکراسی است.
فرهنگ فارسی
طرفدارفیزیوکراسی
( صفت ) کسی که طرفدار فیزیوکراسی است.
ویکی واژه
کسی که طرفدار فیزیوکراسی
جمله سازی با فیزیوکرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهر گلاسگو مرکز جدی مطالعه و پژوهش و یکی از کانونهای روشنگری اسکاتلند بود. وی مدتی به پاریس رفت و با دکتر فرانسوا کنه پزشک دربار لوئی پانزدهم که بنیانگذار مکتب اقتصادی فیزیوکراسی بود به گفتگو پرداخت. به رغم عقاید جاری عصر که منبع ثروت را طلا و نقره میانگاشت، کنه زمین را یگانه سرچشمه ثروت میدانست و عقیده داشت ثروت از تولید سرچشمه میگیرد؛ او فقط طبقات کشاورز را مولد واقعی ثروت میدانست. آدام اسمیت با دکترین تمایل به کشاورزی کنه و فیزیوکراتها موافق نبود. اسمیت پس از بازگشت به اسکاتلند کتاب بررسی دربارهٔ ماهیت و علل ثروت ملل را در ۱۷۷۶ منتشر کرد.
💡 مکتب فیزیوکرات در اقتصاد معتقد بود که تنها زمین و کشاورزی هستند که میتوانند ثروت واقعی را برای یک ملت و جامعه تولید و ایجاد کنند.
💡 پیروان نظریه فیزیوکرات بر این باور بودند که قوانین طبیعی باید حاکم باشند و مداخلات دولتی در جریان تولید ثروت نباید به هیچ وجه انجام شود.
💡 در کلاس درس اقتصاد سیاسی، استاد درباره دیدگاههای فیزیوکرات و تفاوت آنها با مکاتب کلاسیک دیگر، بحثهای بسیار طولانی و بسیار مفیدی را مطرح کرد.