فجیع
مترادفها
هولناک، وحشتناک، فاجعهآمیز، ناگوار
متضادها
زیبا، خوشایند، معمولی، ساده
لغت نامه دهخدا
فجیع. [ ف َ ] ( از ع، ص ) در تداول فارسی، دردناک. اسف بار. جانگداز. رقت آور، چنانکه گوییم: فلان را به وضعی فجیع کشتند.
فرهنگ معین
(فَ ) [ ازع. ] (ص. ) دردناک، ناگوار.
فرهنگ عمید
دردناک، آزاردهنده، ناخوشایند.
فرهنگ فارسی
دردناک درعربی فاجع میگویند
( صفت ) دردناک جانگداز رقت آور: فلان را به وضعی فجیع کشتند. توضیح در عربی به جای آن فاجع مستعمل است.
ویکی واژه
دردناک، ناگوار.
جمله سازی با فجیع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرانجام در سال ۱۴۲ هجری به دستور خلیفه و به دست سفیان بن معاویه، عامل بصره، به وضعی بسیار فجیع و وحشیانه کشته شد.
💡 تفضّلی کن و زو باز پرس تا که مرا بگونه گونه نوایب چرا کند تفجیع
💡 برادعی در واکنش به حمله و قتل فجیع حسن شحاته از رهبران شیعیان مصر آن کار را جنایتی وحشیانه خوانده بود
💡 بر اساس گزارش سالیانهٔ وزارت امور خارجه آمریکا در مورد وضعیت حقوق بشر در جهان در سال ۲۰۱۳، که در روز ۸ اسفند ۱۳۹۲ منتشر شد. این واقعه که در آن هزار و چهار صد نفر جان خود را از دست دادند، فجیعترین واقعه بشری در سال ۲۰۱۳ بوده است.
💡 حادثه سقوط هواپیما در ارتفاع بسیار بالا، یکی از فجیعترین اتفاقاتی بود که در دهههای اخیر در تاریخ پروازهای تجاری این کشور رخ داده است.
💡 تماشای تصاویر منتشر شده از ویرانیهای گسترده ناشی از زلزله، واقعاً فجیع و تکاندهنده بود و اشک بسیاری از مردم را در سراسر جهان جاری کرد.
💡 نابرابری شدید اقتصادی در برخی مناطق محروم، منجر به پیامدهای فجیعی شده است که زندگی روزمره مردم عادی را با دشواریهای بسیار بزرگی روبهرو میکند.