فتک

واژه «فتک» یک مصدر عربی است که در متون لغوی و ادبی به معنای انجام دادن عملی ناگهانی، غافلگیرانه و بدون اطلاع قبلی به کار می‌رود و معمولاً بار معنایی شدید و تهاجمی دارد. در معنای اصلی، این واژه به «به ناگاه گرفتن یا کشتن کسی» اشاره دارد، به‌گونه‌ای که فرد هدف در حالت بی‌خبری و بدون آمادگی قرار داشته باشد. از نظر کاربرد لغوی، «فتک» می‌تواند به معنای غافلگیر کردن دشمن یا انجام یک اقدام ناگهانی علیه او باشد که عنصر سرعت و عدم پیش‌بینی در آن نقش اساسی دارد. در برخی منابع، این واژه علاوه بر معنای قتل ناگهانی، به مفهوم رویارویی همراه با زخم رساندن یا درگیری مستقیم نیز به کار رفته است. همچنین در توسعه معنایی، «فتک» گاهی به معنای دلیری، جسارت و اقدام شدید در موقعیت‌های خطرناک یا جنگی تعبیر شده است. در بعضی کاربردهای زبانی، این واژه حتی به میل نفس به انجام کارهای ناگهانی و بدون تأمل نیز نسبت داده شده و جنبه روانی پیدا کرده است. در متون ادبی و تاریخی، این کلمه اغلب در کنار مفاهیمی مانند غارت، حمله یا کشتار آمده تا شدت و خشونت یک واقعه را برجسته کند. این واژه همچنین نشان‌دهنده نوعی رفتار تهاجمی است که در آن فرد با استفاده از فرصت، اقدام سریع و قاطع انجام می‌دهد. در برخی کاربردهای خاص، «فتک» به دلیری در عمل و پافشاری در کار نیز اشاره دارد، هرچند معنای غالب آن همچنان غافلگیری و اقدام ناگهانی است. در مجموع، این کلمه به معنای اقدام ناگهانی، غافلگیرانه و گاه منجر به آسیب یا قتل است که بدون آمادگی طرف مقابل و با سرعت و شدت انجام می‌شود.

لغت نامه دهخدا

فتک. [ ف َ / ف ِ / ف ُ ] ( ع مص ) به کار خواسته نفس درآمدن. ( منتهی الارب ). به کارهایی که نفس بدان مایل بود، پرداختن. ( اقرب الموارد ). || بناگاه گرفتن. || ناگاه کشتن کسی را. ( منتهی الارب ). کشتن از روی غفلت یا به انتهاز فرصت. ( اقرب الموارد ):... و هدم و فتک و صواعق در کمین. ( کلیله و دمنه ). فی الجمله چون از رزم خوارزم فارغ شدند از سبی ونهب و فتک و سفک بپرداختند. ( جهانگشای جوینی ). || رویاروی زخم رسانیدن، یا عام است. || دلیری کردن. || ستیهیدن در کار. ( از منتهی الارب ). الحاح و لجاجت کردن. ( اقرب الموارد ).
فتک. [ ف َ ] ( اِخ ) آبی است در اجاء، یکی از دو کوه طی. ( معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(فَ تْ ) [ ع. ] (مص م. )۱ - غافلگیر کردن. ۲ - به ناگاه کشتن.

فرهنگ عمید

۱. دلیری کردن.
۲. به ناگاه کسی را گرفتن و کشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بناگاه گرفتن کسی را ۲ - ناگاه کشتن کسی را ۳ - رویاروی زخم رسانیدن.
آبی است در اجائ. یکی از دو کوه طی.

ویکی واژه

غافلگیر کردن.
به ناگاه کشتن.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز