( فارقة ) فارقة. [ رِ ق َ ] ( ع ص ) مؤنث فارق. رجوع به فارق شود.
- علامت فارقة؛ نشانه ای که برای امتیاز دو چیزدر میان آنها گذارند. در همین لغت نامه منظور از فارقه دو خط عمودی است که معانی مختلف یک لغت را از یکدیگر جدا میکند بدینسان: ||
(رِ قَ یا قِ ) [ ع. فارقة ] (اِفا. ) ۱ - مؤنث فارق، ج. فارقات. ۲ - نشانه ای که برای امتیاز دو شی ء میان آن ها نهند. ۳ - نشانه ای که معنی ای را از معنی دیگر جدا کند.
= فارق
مونث فارق
( اسم ) مونث فارق جمع: فارقات. یا علامت فارقه. ۱ - نشانه ای که برای امتیاز دو شئ میان آنها نهند ۲ - نشانه ای که معنیی را از معنی دیگر جدا کند بدین صورت:.
مؤنث فارق؛
فارقات.
نشانهای که برای امتیاز دو شی ء میان آنها ن
نشانهای که معنی ای را از معنی دیگر جدا کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصطفی (ص) گفت: «احبب من شئت فانّک مفارقه، و عش ما شئت فانّک میّت، و اعمل ما شئت فانّک ملاقیه».
💡 لا تؤاخذ فلکا حق اذا فارقه قمر مثلک یا محترق الضواء
💡 وجودی بی چون و چند، مبرا از مثل و مانند، بری از شبه و انباز، بر، از انجام و آغاز، نه کس داننده اوست نه چیزی ماننده او. لایفارقه الخیر لایقاس بالغیر لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر.
💡 فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ هذا تهدید و وعید، ای سوف تعلمون من یأتیه عذاب یهینه و یفضحه فی الدّنیا، وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقِیمٌ. دائم لا یفارقه فی الآخرة.
💡 وَ مِنْهُمْ أُمِّیُّونَ الآیة قیل ان الامّی منسوب الی امّهای تربّی معها و لم یفارقها، فیتعلم ما یتعلمه الرجال ای هم کما ولدوا لم یتعلموا. امّی نادبیر است که نداند نبشتن و خواندن. مصطفی گفت انّا امّة امیّة لا نکتب و لا نحسب.
💡 الا ان تقطع بفتح تاء قرائت شامی است و حمزه و حفص و یعقوب و معنی آنست که مگر آن دلهای ایشان ریزه ریزه گردد باقی تقطع بضم تا خوانند و قیل معناه الّا ان یتوبوا توبة تتقطع بها قلوبهم ندما و اسفا علی تفریطهم فیفارقها الریبة.