واژه «غشمشم» یک صفت عربی است که در لغتنامهها و متون کهن به کار رفته و چندین معنا و کاربرد دارد. نخستین معنای آن مرد خودرأی و خودسر است، یعنی فردی که با اراده و تصمیم شخصی خود عمل میکند و از هیچ چیزی یا کسی باز نمیماند. همچنین «غشمشم» به فرد دلیر، بیباک و بیپروا اشاره دارد که در مواجهه با خطرات یا دشمنان ثابتقدم و محکم است. در برخی منابع، این واژه معنای گستاخ، سرکش و حتی ستمگر نیز یافته است و گاه برای توصیف کسی به کار رفته که به دیگران زور میگوید یا بیحد و مرز عمل میکند. کاربرد طنزآمیز و کنایی نیز برای «غشمشم» دیده شده است، مانند «میرزا غشمشم» که به مردی خودآرا و خودرأی اشاره دارد و گاهی با لباس و ظاهر زیبا همراه است. به طور خلاصه، این واژه صفتی است برای کسی که خودرأی، دلیر، بیباک، گستاخ و گاهی ستمگر باشد و هم در معنای مثبت شجاعت و بیپروایی و هم در معنای منفی خودرأیی و ستم به کار میرود.
غشمشم
لغت نامه دهخدا
غشمشم.[ غ َ ش َ ش َ ] ( ع ص ) مرد خودرای دلیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). من یرکب رأسه فلایثنیه عن مراده شی ٔ. ( اقرب الموارد ). مرد دلیر که او را از مراد او هیچ بازندارد. ( مهذب الاسماء ). مرد بی باک و بی پروا و ثابت و محکم و خودسر و گستاخ و سرکش. ( ناظم الاطباء ). || به معنی بسیار ستم کننده نیز آمده است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نشوء اللغة العربیة ص 116 شود.
- میرزا غشمشم؛ به استهزاء و مزاح، مردی خودآرا. آنکه خود را به لباس خوب آراید.
فرهنگ معین
(غَ شَ شَ ) [ ع. ] (ص. ) خودرأی، بی - باک.، میرزا ~ مرد خودرأی، مرد خودآرا.
فرهنگ عمید
۱. مرد خودرٲی، خودبین.
۲. بی پروا، گستاخ.
۳. دلیر.
۴. ستمگر.
ویکی واژه
خودرأی، بی - باک.؛ میرزا ~ مرد خودرأی، مرد خود
جمله سازی با غشمشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو آن مردی که در میدان مردان تو داری پهلوانی چون غشمشم