عاشقکش
ویکی واژه
آن که عنایت و توجهی به عاشق خود ندارد.
جمله سازی با عاشقکش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هم ز من طرز آشنای عشقبازان گشتهای هم ز تو عاشقکشان را رازدار افتادهام
💡 شاید گزینم حالتی در خواب شیرین اجل از نرگسش عاشقکشی افسانهای باید مرا
💡 یار عاشقکش ما دوش به صد عشوه و ناز گفت با زمرهٔ عشاق که آرید نیاز
💡 قربان آن کرشمهٔ عاشقکشم که دل تا ترک جان نگفت، به سویش نظر نکرد
💡 زآنجا که رسم و عادت عاشقکشی توست با دشمنان قدح کش و با ما عتاب کن
💡 دیدم به شوخی آنجا افکنده شور و غوغا عاشقکشانِ زیبا گلچهرگانِ مهرو
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، اغلب با توصیف معشوق به عنوان یک عاشقکش بیرحم که دلهای بسیاری را میشکند، به زیبایی و عمق درد سخن گفته شده است.
💡 آن شخصیت در داستانهای قدیمی، مانند یک عاشقکش عمل میکرد که با زیبایی خیرهکننده خود، قلب هر بینندهای را به راحتی تسخیر میکرد.
💡 شاعر با استفاده از استعارههای پیچیده، از معشوق به عنوان عاشقکش یاد کرد که با بیمهری خود، جان و روح ستایشگرانش را به بازی میگرفت.