بریر

لغت نامه دهخدا

بریر. [ ب َ ] ( ع اِ ) نخستین برِ پیلو. بَریرة، یکی. ( منتهی الارب ). اولین چیزی که از میوه اراک آشکار میشود. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اراک و پیلو شود.
بریر. [ ب ُ رَ ] ( اِخ ) ابن الخضیر همدانی. یکی از شهدای کربلا بروز عاشورا در رکاب حسین بن علی علیهماالسلام، و او اول کسی است که بعد از حر شهید شد. ( از حبیب السیر چ طهران ج 1 ص 215 ).

فرهنگ فارسی

ابن الخضیر همدانی یکی از شهدای کرب بروز عاشورا در رکاب حسین بن علی علیهما السم و او اول کسی است که بعد از حر شهید شد.

فرهنگ اسم ها

اسم: بریر (پسر) (عربی) (تلفظ: borair) (فارسی: برَير) (انگلیسی: borair)
معنی: یکی از شهدای کربلا، ( اَعلام ) ) یکی از شهدای کربلا به روز عاشورا در رکاب امام حسین ( ع ) که او اول کسی است که بعد از حر شهید شد، ) ابن حقیر همدانی کوفی از زهاد و عباد و قاریان قرآن و پیشوای آگاهان به علوم قرآن و معلم آن که در خدمت به امام حسین ( ع ) جنگید تا به شهادت رسید

جمله سازی با بریر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رو، به پناه کسی تا که تو هم کس شوی ورنه که بودی بلال یا ز کجا بد بریر

💡 دریاچه بریر برای ایجاد نیروی برق روی رودخانه کاناناسکیس ساخته شده است.

💡 بریر خضیر آن یل سرفراز بیاورد بیاورد بر داور دین نماز

💡 کلینتون دو قاضی را به دادگاه عالی ایالات متحده منصوب کرد: روث بیدر گینزبرگ در ۱۹۹۳ و استیون بریر در ۱۹۹۴.

💡 در روز عاشورا بریر برای اثبات درستی اعتقاد خود به یزید بن معقل پیشنهاد مباهله داد و گفت:

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران