فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) گرد چیزی گشتن، دور زدن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) گرد چیزی گشتن، دور زدن.
( مصدر ) گرد چیزی گشتن دور زدن.
گرد چیزی گشتن، دور زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «و من یطوع خیرا» قراءة حمزة و کسایی «من یطوع» بیا و جزم است اصل آن یتطوّع میگوید هر که بیرون از فرائض عملی کند و طاعتی آرد و تقربی نماید بطواف کردن گرد خانه کعبه یا بنماز نوافل، خدای عز و جل از وی بپسندد و سپاس داری کند و بدان پاداش دهد.
💡 بیقین نه بتخمین بدانم که طعم کئوس غربت چیست و مزاج خاک هر تربت چه؟ که برگرد خرگاه طواف کردن و با سر پوشیدگان کله مصاف پیوستن کار لنگان و بی فرهنگان است.
💡 همه قبول کردند. چون حاجیان در مکه آمدند و خانه را طواف کردند.