شکسته ناخن

لغت نامه دهخدا

شکسته ناخن. [ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ خ ُ ] ( ص مرکب ) عبارت از بی قوت و بی استعداد است. ( غیاث ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. خُ ) (ص مر. ) کنایه از: بی - استعداد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بی قوت بی استعداد.

ویکی واژه

کنایه از: بی - استعداد.

جمله سازی با شکسته ناخن

💡 (در هیچ سینه نیست که نشکسته ناخنی یک داغ سر به مهر درین لاله زار نیست)

💡 هر چند نیست صید ترا رتبه قبول بال شکسته ناخنه چشم دام کن