این واژه در زبان فارسی و عربی دارای بیش از یک معناست و در منابع کهن بهصورتهای مختلف آمده است. در لغتنامه دهخدا، «سُجَّد» بهعنوان جمع «ساجد» بهکار رفته و به معنای سجـدهکنندگان است. این کاربرد بیشتر در متون دینی و قرآنی دیده میشود، چنانکه در آیه «وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا» به معنای «در حال رکوع و سجده وارد شوید» آمده است. در این معنا، «سجد» به مفهوم فروتنی، عبادت و به خاک افتادن برای پرستش خداوند اشاره دارد. همچنین فعل «سَجَدَ» در قرآن به معنای سجده کردن است و بارها تکرار شده است. در کنار این معنای دینی، «سَجَد» در فارسی کهن معنایی کاملاً متفاوت نیز دارد. بر پایه منابعی چون برهان، رشیدی و آنندراج، «سَجَد» به معنای سرمای سخت و شدید آمده است. این معنا بیشتر در متون ادبی و توصیفهای طبیعی کاربرد داشته است. بنابراین «سجد» واژهای است که بسته به بافت زبانی، میتواند هم بار معنایی دینی داشته باشد و هم مفهومی طبیعی و اقلیمی.
سجد
لغت نامه دهخدا
سجد. [ س ُج ْ ج َ ] ( ع ص ) ج ِ ساجد. و منه قوله تعالی: و ادخلوا الباب سُجَّداً؛ ای رکعاً. ( قرآن 58/2 ). ( منتهی الارب ). رجوع به ساجد شود.
سجد. [ س َ ج َ ] ( اِ ) سرمای سخت. ( برهان ) ( رشیدی ) ( شرفنامه ) ( آنندراج ). رجوع به شجد و شجانیدن و سجاییدن و سجانیدن شود.
فرهنگ معین
(سَ جَ ) (اِ. ) سرمای سخت.
فرهنگ عمید
= سجام
فرهنگ فارسی
( اسم ) سرمای سخت.
سرمای سخت
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی سَجَدَ: سجده کرد (سجود یا سجده به معنای به رو بر زمین افتادن و پیشانی و یا چانه را بر زمین نهادن است )
تکرار در قرآن: ۹۲(بار)
ویکی واژه
سرمای سخت.
جمله سازی با سجد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از شرم رای روشن او هر شب آفتاب چون سایه سجده پس دیوار میکند
💡 آفتاب فلکت سجده فروغی نکند تا شبی سجدهٔ آن ماه منور نکنی
💡 میسر در آن، دیدن پادشاه که باشد ز مسجد سوی قبله راه