زلازل. [ زَ زِ ] ( ع اِ ) بلاها. سختی ها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ زلزله. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
بلرزند از نهیب او نهنگان
بلرزد کوه سنگین از زلازل.منوچهری.از شکل بروج و از منازل
افتاده سپهر در زلازل.نظامی.
(زَ زِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ زلزله.
۱. [جمعِ زلزله] = زلزله
۲. [مجاز] بلاها و سختی ها.
جمع زلزله، بلاهاوس تی ها
۱ - ( مصدر ) لرزانیدن ( زمین ). ۲ - ترسانیدن. ۳ - ( اسم ) لرزش. ۴ - ( اسم ) ارتعاش و جنبش و حرکات ناگهانی پوسته جامد کره زمین که در صورت شدت ساختمانها و شهرها را خراب میکند و جمع کثیری را هلاک میکند. حرکات زمین براثر زلزله به دو قسم انجام میشود: یا حرکات افقی است که زمین مانند گهواره حرکت میکند یا عمودی است که به صورت بالا و پایین رفتن نوسانات ظاهر میشوند و معمولا نوع دوم خطرناک تر است زمین لرزه.
جِ زلزله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآورد از درون باغ شیون فکند اندر صف بستان زلازل
💡 ز تیغش در تن گردان زلازل ز رمحش در دل شیران هزاهز
💡 از هزاهز چون رخ معلول قرص آفتاب وز زلازل چون تن مفلوج جرم کوهسار
💡 هم ولاول ازو به خلخ و چین هم زلازل ازو به تبت و تنگ
💡 بر که رغم غمت کشیدند از درد تو در زلازل آمد
💡 از صدمهی زلازل بر هم فکن جهان را مغزِ زمین برآور بر تارکِ سما زن