دمکراسی

مترادف‌ها

مردم‌سالاری

متضادها

دیکتاتوری، استبداد

لغت نامه دهخدا

دمکراسی. [ دِ م ُ ] ( فرانسوی، اِ ) دموکراسی. حکومت مشروطه. حکومت عامه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دموکراسی شود.

فرهنگ فارسی

حکومت مشروطه.

ویکی واژه

(سیاسی): طرفدار حکومت ملی، علاقمند به حکومت ملّی و مردمی، آزادی‌خواه.

جمله سازی با دمکراسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سال‌های بعد و پس از نهادینه شدن دمکراسی در کشور (۱۹۸۳) چهره‌هایی چون نستور کرچنر به فرمانداری استان (۱۹۹۱) و پس از آن به سمت ریاست جمهوری (۲۰۰۳) رسید.

💡 سرهنگ ریاض هرگونه تعلق سیاسی را تکذیب کرده و به روزنامه ملیت چاپ ترکیه گفته که ارتش آزاد سوریه در تلاش است از سوریه کشوری مسلمان و یک دمکراسی سکولار مانند ترکیه بسازد.

💡 اردشیر امیرارجمند (متولد ۱۳۳۶ خورشیدی در تهران)، حقوق‌دان ایرانی، دانشیار گروه حقوق بین‌الملل و رئیس سابق مرکز و کرسی «حقوق بشر، صلح و دمکراسی یونسکو» در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه شهید بهشتی است که ریاست کمیته حقوقی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ را بر عهده داشت. وی در جریان اعتراضات پس از این انتخابات تا به حال از مشاوران ارشد موسوی به‌شمار می‌رود.

💡 استقرار پایدار دمکراسی در یک کشور نیازمند آموزش صحیح شهروندان، رعایت قانون و حفظ آزادی‌های مدنی و سیاسی برای تمامی اقشار جامعه است.

💡 بسیاری از سیاست‌مداران معتقدند که اصل اول دمکراسی، مشارکت فعال مردم در فرآیندهای تصمیم‌گیری و انتخاب نمایندگان خود از طریق انتخابات آزاد است.

💡 بحث درباره نحوه اجرای دمکراسی و تفاوت‌های آن در فرهنگ‌های مختلف، یکی از موضوعات اصلی در دروس علوم سیاسی دانشگاه‌های معتبر جهان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران