مقننه
مترادفها
قانونگذاری، مجلس
لغت نامه دهخدا
مقننه. [ م ُ ق َن ْ ن ِ ن َ / ن ِ ] ( ع ص ) تأنیث مقنن. رجوع به مقنن شود.
- قوه مقننه؛ قوه ای که حق قانونگذاری دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به همین ترکیب ذیل «قوه » شود.
- هیئت مقننه؛ مجموع مردمی که حق وضع قانون دارند. قوه مقننه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مقننه. [ م ُ ق َن ْ ن َ ن َ / ن ِ ]( ع ص ) مُقَنَّن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مقنن شود.
- شروط مقننه؛ شرطهای موافق قانون. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مقنن
مقنن. شروط مقننه شرطهای موافق قانون
جمله سازی با مقننه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او از مخالفان اساسی نظارت قضایی بر قوه مجریه و مقننه در سیستم دولت آمریکا، و همچنین مخالف استفاده از شکنجه است و اینها را خلاف اصول دموکراسی میداند. وی همچنین معتقد است که سخنانِ از روی تنفر (در مورد دین و نژاد و غیره)، نباید توسط اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا (در مورد حمایت از آزادی بیان) حمایت شوند.
💡 کنگره ایالات متحده آمریکا، بر اساس اصل اول قانون اساسی، قوه مقننه حکومت فدرال است. این کنگره دومجلسی است و مشتمل بر مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و مجلس سنای ایالات متحده آمریکا است.
💡 قوه مقننه در ساختار سیاسی این کشور، وظیفه اصلی تدوین، تصویب و اصلاح قوانین لازم برای اداره امور عمومی جامعه را بر عهده دارد.
💡 هرگونه تغییر در قوانین مالیاتی باید ابتدا از سوی قوه مقننه بررسی و سپس به تصویب نهایی در جلسات پارلمان برسد.
💡 عملکرد قوه مقننه در سال گذشته مورد بحث و بررسی بسیار گستردهای در میان تحلیلگران سیاسی و رسانههای مختلف قرار گرفته است.