دوسیه

لغت نامه دهخدا

دوسیه. [ دُ ی ِ ] ( فرانسوی، اِ ) دُسیه. پرونده. ( لغات فرهنگستان ). کارنما. دیوان. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(دُ س یِ ) [ فر. ] (اِ. ) پرونده.

فرهنگ عمید

= پرونده

فرهنگ فارسی

پرونده
پرونده

ویکی واژه

پرونده.

جمله سازی با دوسیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هی تپاندم دوسیه لایِ شُمیز هی پاراف هِشتَم و امضا کردم

💡 فخر رهی بدان دوسیه چشمکان تست کامد پدید زیر نقاب از بَرِد و خد

💡 هر آن که دوسیه خدمتش بود در پشت به نام سابقه، دارای پست عالی شد!

💡 دوسیه کردم و کارتُن تِرتِه بسکه نُت دادم و آنکِت کردم

💡 نیست در دست مرا غیر زِرو هر بده کارتُن و بستان دوسیه

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز