دست کج
اصطلاح «دست کج» در زبان فارسی دارای دو کاربرد متفاوت است که هر دو در زندگی روزمره مورد استفاده قرار میگیرد. در معنای نخست، این عبارت به شکل ظاهری و فیزیکی افراد اشاره دارد و به کسی گفته میشود که دست او کج، معوج یا غیرطبیعی است. در این معنا، اصطلاح صرفاً توصیف یک ویژگی جسمانی است و بار اخلاقی یا منفی ندارد.
در معنای کنایی و مجازی، «دست کج» به صفات اخلاقی و رفتاری افراد مربوط میشود. به کسی گفته میشود که دزد، جیببر یا فرد نادرست و غیرمنصف است و از دیگران سوءاستفاده میکند. این کاربرد بیشتر در هشدار دادن به دیگران نسبت به افراد غیرصادق و ناپاک به کار میرود و بار منفی و انتقادی دارد.
به این ترتیب، «دست کج» میتواند هم اشاره به نقص فیزیکی یک فرد باشد و هم توصیف رفتار نادرست و غیرقانونی او. در زندگی روزمره، بسته به زمینه و موقعیت، این اصطلاح برای توصیف ویژگیهای ظاهری یا اخلاقی افراد استفاده میشود و شنونده را نسبت به خصوصیات مثبت یا منفی فرد مطلع میسازد.
مترادفها
متقلب، دزد، رباینده
متضادها
پاکدست، درستکار، امین
لغت نامه دهخدا
دست کج. [ دَ ک َ ] ( ص مرکب ) کج دست. کسی که دست او کج باشد. آنکه دست کج دارد. || کنایه ازدزد. آنکه به دزدی خوی کرده است. دزد معتاد که عادت به دزدی دارد. معتاد به دزدی. دست شیره ای. ناخنکی.
فرهنگ معین
(دَ. کَ ) (ص مر. ) ۱ - کسی که دست او کج و معوج باشد. ۲ - کنایه از: دزد، جیب بر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی که دست او کج و معوج باشد. ۲ - دزد جیب بر.
ویکی واژه
کسی که دست او کج و معوج باشد.
کنایه از: دزد، جیب بر.
جمله سازی با دست کج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بنای کج نشود راست گفته اند ولیک بدست کج منشان این بنای کج شده راست
💡 او که سالها در پستهای حساس دولتی فعالیت کرده بود، اکنون به دلیل رفتارهای دستکج و سوءاستفاده از قدرت، مورد بازخواستهای جدی و پیگیر نهادهای نظارتی قرار گرفته است.
💡 مدیریت یک سازمان بزرگ نیازمند صداقت و امانتداری است، زیرا وجود مدیران دستکج میتواند باعث فروپاشی اخلاقی و از بین رفتن اعتماد کارکنان نسبت به کل ساختار شود.
💡 برخورد قاطع با افراد دستکج در سیستم قضایی، گامی حیاتی برای احقاق حق مردم و بازگرداندن آرامش و عدالت به جامعهای است که از فساد رنج میبرد.