استجاره

لغت نامه دهخدا

( استجارة ) استجارة. [ اِ ت ِ رَ ] ( ع مص ) زنهار خواستن. ( منتهی الارب ). زینهار خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). طلب زینهار کردن. پناه بردن و بمعنی اجاره کردن در: اجاره و استجاره املاک غلط است، زیرا اجاره کردن، استیجار است. رجوع به مستجیر شود.

فرهنگ معین

(اِ تِ رِ ) [ ع. استجارة ] (مص م. ) ۱ - پناه خواستن. ۲ - کرایه کردن.

فرهنگ عمید

اجاره دادن: استجارۀ منزل.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پناه خواستن زنهار جستن ۲ - بمزد گرفتن کرایه کردن: اجاره و استجار. منازل. توضیح باین معنی غلط مشهور است بجای استیجار ( فرهنگ تازی پارسی ).

ویکی واژه

پناه خواستن.
کرایه کردن.