خواهش کردن

لغت نامه دهخدا

خواهش کردن. [ خوا / خا هَِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طلب کردن. تقاضا کردن. درخواست کردن. التماس کردن. تمنی کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ): و از او خواهش می کنند هرکه در آسمانها و زمینهاست. ( تاریخ بیهقی ).
بعذرآوری خواهش امروز کن
که فردا نماند مجال سخُن.سعدی ( بوستان ).|| شفاعت کردن. ( یادداشت بخطمؤلف ). || مسألت کردن. || میل کردن. رغبت کردن. || آرزو کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

طلب کردن تقاضا کردن

جمله سازی با خواهش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 براندو که پولی در بساط نداشت با خواهش کردن از ماشین‌های عبوری مسافت نیویورک تا منزل تنسی ویلیامز در پراوینس تاون در ایالت ماساچوست را طی کرد. وقتی از راه رسید خانه تاریک بود و کف آشپزخانه را آب گرفته بود. قبل از اینکه خواندن نمایشنامه را شروع کنند مارلون براندو فیوز برق را تعمیر کرد و بعد هم راه فاضلاب را باز کرد تا وضعیت خانه به حالت عادی بازگردد.

💡 بکرد او هر چه بتوانست کردن ز خواهش کردن و تیمار خوردن

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز