ویکی واژه
آرزوگر
مشتاق، پر اشتیاق. با قلب پر از نیت و انگشتان آرزوگر، دست به جانب سبزه میبردند. «اسلامیندوشن»
آرزوگر
مشتاق، پر اشتیاق. با قلب پر از نیت و انگشتان آرزوگر، دست به جانب سبزه میبردند. «اسلامیندوشن»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل کشتی، آرزو گرداب و دانش بادبان حق تعالی ساحل و عالم همه دریاستی
💡 خواریم بین که به بزم دگران باید شد آرزو گر شودم صحبت بزم آرایی
💡 بستیم روی سجده ز محراب آرزو گرد ریا از در معبود شسته ایم
💡 یارب حریفِ گرمکنی همچو آرزو گرم اختلاطِ داغِ درونِ کسی مباد
💡 جز خون شدن، امید نجاتم نمانده است از بس دل مرا به میان آرزو گرفت
💡 به بوی وصل تو عمریست تا من مسکین به جان تو که درین آرزو گرفتارم