فرهنگ فارسی
( آرزو داشتن ) ( مصدر ) آرزو کردن آرزو بردن.
( آرزو داشتن ) ( مصدر ) آرزو کردن آرزو بردن.
آرزوداشتن
آرزومند بودن؛ آرزو کردن. آرزو داشت به عتباتعالیات مشرّف گردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (اسم مصدر) [عربی: اشتهاء] میل به غذا داشتن؛ آرزوی طعام، خواستن چیزی؛ آرزو داشتن؛ آرزوی چیزی کردن.
💡 ماجرای حبس اسماعیل میرزا در قلعه قهقهه همه جای کشور پیچیده بود. بسیاری از قزلباشها آرزو داشتند او ولیعهد گردد، زیرا محمد میرزا (محمد خدابنده) از کم بینایی رنج میبرد و توانایی اداره کشور را نداشت. اسماعیل میرزا در مجموع ۱۹ سال و ۶ ماه و ۲۱ روز در زندان قهقهه محبوس بود.