آرزو داشتن

مترادف‌ها

تمنا داشتن، آرزو کردن

متضادها

بی‌میلی، بی‌نیازی

فرهنگ فارسی

( آرزو داشتن ) ( مصدر ) آرزو کردن آرزو بردن.

ویکی واژه

آرزوداشتن
آرزومند بودن؛ آرزو کردن. آرزو داشت به عتبات‌عالیات مشرّف گردد.

جمله سازی با آرزو داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 (اسم مصدر) [عربی: اشتهاء] میل به غذا داشتن؛ آرزوی طعام، خواستن چیزی؛ آرزو داشتن؛ آرزوی چیزی کردن.

💡 ماجرای حبس اسماعیل میرزا در قلعه قهقهه همه جای کشور پیچیده بود. بسیاری از قزلباش‌ها آرزو داشتند او ولیعهد گردد، زیرا محمد میرزا (محمد خدابنده) از کم بینایی رنج می‌برد و توانایی اداره کشور را نداشت. اسماعیل میرزا در مجموع ۱۹ سال و ۶ ماه و ۲۱ روز در زندان قهقهه محبوس بود.

💡 آرزو داشتن یک زندگی آرام و بدون استرس در کنار خانواده، انگیزه‌ای بزرگ برای تلاش کردن و کار کردن سخت در محیط‌های پیچیده و دشوار است.

💡 او همیشه آرزو داشتن قدرت و نفوذ در جامعه را در سر داشت، اما متوجه نبود که خوشبختی واقعی در سادگی و صداقت نهفته است.

💡 بسیاری از کودکان با آرزو داشتن مهارت‌های جادویی در رویاهایشان بزرگ می‌شوند و این خیال‌پردازی‌ها می‌تواند در رشد خلاقیت آن‌ها نقش بسیار مهمی ایفا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران