ودادت

لغت نامه دهخدا

ودادت. [ وَ دَ ] ( از ع مص ) وداد. ود. آرزو بردن. ( بحر الجواهر ). رجوع به ودادة شود.
ودادة. [ وَ دَ ] ( ع مص ) ود. وداد. مودة. موددة. دوست داشتن کسی را. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || آرزو بردن. ( منتهی الارب ). آرزو کردن. ( المصادر زوزنی ). رجوع به وداد و ود شود.

جمله سازی با ودادت

💡 پس مراد از جمله (ربما يود) ودادت و اظهار علاقه از روى آرزو است نه مطلق ودادت ومحبت به دليل جمله (لو كانوا مسلمين ) كه در مقام بيان آن مودت است، چون كلمه (لو)و همچنين كلمه (كانوا) دلالت دارند بر اينكه ودادت ايشان ودادت آرزو است، و اينكهآرزو مى كنند اى كاش در گذشته - كه از دست داده اند و ديگر باز نميگردد - اسلام مىداشتند. نه اينكه اى كاش امروز داراى اسلام و ايمان باشند. پس مقصود آرزوى اسلام درزندگى دنيا است.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز