لغت نامه دهخدا
فراتی. [ ف ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به فرات.( سمعانی ). در اعلام نام کسی بصورت فراتی دیده نشد.
فراتی. [ ف ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به فرات.( سمعانی ). در اعلام نام کسی بصورت فراتی دیده نشد.
منسوب به فرات
💡 نه هوش مانده بسر نه تاب در پیکرش از این فراتی که هست ز جده اطهرش
💡 گر قدم رنجه کنی بر سر آبی باری در نظر دیدهٔ ما آب فراتی دارد
💡 بطبع رادی قلزم بدست چشمه زم بدل چو رود فراتی بکف چو رود فرب
💡 جوی فراتی روان شدست از این سو کاین همه جانها ز آب اوست بخاری
💡 تو بر کنار فراتی ندانی این معنی به راه بادیه دانند قدر آب زلال