لغت نامه دهخدا
خط شمشیربند. [ خ َطْ طِ ش ِ / ش َ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوشته ای که در آن خوف و خطر بسیار باشد. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرای ناصری ).
خط شمشیربند. [ خ َطْ طِ ش ِ / ش َ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوشته ای که در آن خوف و خطر بسیار باشد. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرای ناصری ).
نوشته ای که در آن خوف و خطر بسیار باشد.
💡 پس از اصلاحاتی که با آمدن ژنرال بریگاد (سرتیپ) کلود ماتیو گاردان در سپاه ایران آغاز شد، تحولاتی در این زمینه نیز صورت گرفت. نکتهای که باید بدان توجه داشت این است که در آن زمان از مرتبهها یا رتبههای شمشیربندان یاد میشد که هر کدام دارای سه درجه بودند.
💡 به شمشیربندی بیازید چنگ برانگیخت آن چرمه سرمهرنگ
💡 نخستین شهنشاه شمشیربند به دست اندر آورد پیچان کمند
💡 پس از اصلاحاتی که با آمدن ژنرال بریگاد (سرتیپ) کلود ماتیو گاردان در سپاه ایران آغاز شد، تحولاتی در این زمینه نیز صورت گرفت. نکتهای که باید بدان توجه داشت این است که در آن زمان از مرتبهها یا رتبههای شمشیربندان یاد میشد که هر کدام دارای سه درجه بودند.