اندامک
دانشنامه عمومی
در زیست شناسی سلولی، اَنْدامَک ها یا اُرگانِل ها ( به انگلیسی: Organelle )، زیرواحدهای تخصصی سلول ها هستند که هر کدام دارای کارکردی ویژه بوده و معمولاً در فضای داخلی سلول ها قرار دارند. برخی از اندامک ها خود دارای غشاء دولایه لیپیدی هستند ( اندامک های غشادار ) و برخی از آن ها فاقد غشا هستند ( اندامک های بدون غشا )
اندامک ها عموماً در فضای درونی سلول ها محصور هستند اما طبق بعضی از تعاریف، زیرواحدهای خارج سلولی مانند تاژک ها و مژک ها نیز اندامک هستند. اندامک ها به واسطهٔ پژوهش های میکروسکوپی شناسایی شده اند و با تکنیک های قطعه قطعه کردن سلول قابل جداسازی هستند. درون یاخته های یوکاریوتی انواع بسیاری از اندامک ها دیده می شود. این در حالی است که در سلول های پروکاریوتی اندامکی فعال وجود ندارد.
واژهٔ اندامک به این دلیل انتخاب شده که ساختارهای یک یاخته همچون اندام های یک بدن هستند و به دلیل اندازهٔ کوچک خود با پسوند تصغیر «ـَک» همراه شده اند. [ پانویس ۱]
در زیست شناسی، اندام ها به عنوان یگان های کارکردی منحصر بفردی که در یک جاندار محصورند؛ تعریف شده است. تمثیل اندام های بدنی در زیرساختارهای میکروسکوپی که مشاهده پذیر بوده، همین اندامک ها هستند که نویسندگان و پژوهشگران بسیاری در کارهای متفاوتی به همتایی میان این دو به بحث نشسته اند.
در دههٔ ۱۸۳۰ میلادی، فلیکس دوژاردان فرانسوی، نظریهٔ کریستین گوتفرید ایرنبرگ آلمانی را رد کرد. ایرنبرگ مدعی بود که ریزسازواره ها دارای اندام های مشابه با جانوران چندسلولی هستند که تنها ابعاد آن اندام ها کوچکتر است.
برای نخستین بار، با کوچک سازی واژه «اندام» ( مثلاً: اندام کوچک ) برای ساختارهای سلولی، جانورشناس آلمانی، کارل آوگست موبیوس در سال ۱۸۸۴؛ اصطلاح اندامک را بکار بست. [ پانویس ۲] وی در یک پاورقی که به عنوان تصحیح در موضوع بعدی مجله انتشار یافته بود، پیشنهاد «اندامک» خودش را برای نامیدن اندام های جانداران تک سلولی تأیید کرد؛ زیرا این اندامک ها سازندگان یک سلول بودند و در تصاد با نگرش اندام های چندسلولی جانداران چندسلولی بود.
دربارهٔ تعریف اندامک تاکنون نظریات گوناگونی وجود داشته اند. گروه کثیری از زیست شناسان سلولی اندامک را برابر «بخش سلولی» می پندارند، این در حالی است که دیگر زیست شناسان اصطلاح اندامک را محدودتر کرده اند و آن اصطلاح را فقط برای اشاره به آن چیزی که دربر دارنده دی ان ای است که از دیگر جانداران میکروسکوپی به طریق «درون هم زیستی» نشأت گرفته است به کار می برند.
دانشنامه آزاد فارسی
اَنْدامَک (organelle)
ساختار متمایز و ویژه ای در یاختۀ زنده. میتوکندری ها، کلروپلاست ها، لیزوزوم ها، ریبوزوم ها و هسته از اندامک هایند.
ویکی واژه
ساختار ریز و غشادار در درون یاختههای هوهستهای.
جمله سازی با اندامک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جز مواردی که ذکر شد (که همگی از قوانین مندل پیروی میکنند)، صفاتی هستند که از این قوانین مستقل میباشند. عامل بروز این صفات در کروموزومهای موجود در هسته قرار ندارد؛ بلکه به اندامکهایی که سلول تخم از گامتها دریافت میکند بستگی دارد.
💡 باستانیان نیز همانند باکتریها، پروکاریوت (پیشهستهای یا بدون هسته) هستند و در درون یاختههای خود هسته سلولی یا اندامک دیگری ندارند.
💡 این اندامکهای گیاهی، حاوی مجموعهای از غشاهای شبکههای نیمهکریستالی متقارن لولهای موسوم به اجسام پرولاملار هستند که رنگدانه پیشساز کلروفیل را حمل میکنند. اجسام پرولاملار اغلب (و فرض میشود همیشه) در الگوهای هندسی خاصی چیده شدهاند.
💡 سیلیاها اندامکهایی هستند که در انواع مختلفی از سلول در بدن انسان وجود دارند. نقص در سیلیا مسیرهای پیامرسانی که برای رشد و نمو سلولی حیاتیست را مختل میکند. این اختلال میتواند فرضیهای قابل قبول برای تظاهرات چندگانهٔ برخی از سندرمها یا بیماریها باشد.