اشبال

لغت نامه دهخدا

اشبال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ شِبْل.
- ابواشبال؛ شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ).
اشبال. [ اِ ] ( ع مص ) مهربانی کردن بر کسی. || اعانت نمودن. || اشبلت المراءة علی ولدها؛ پرورد آن بیوه زن بچه را و شوی نکرد. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ شِبل، بچه شیر.
( اِ ) [ ع. ] (مص م. )۱ - یاری کردن. ۲ - روآوردن.

فرهنگ عمید

= شبل

فرهنگ فارسی

جمع شبل به معنی بچه شیر

ویکی واژه

یاری کردن.
روآوردن.
جِ شِبل؛ بچه شیر.

جمله سازی با اشبال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تقصیر از تو نیست در اشبال اهل فضل خود روزگار دولت ما نا موافقست

💡 امسوا جیاعا و هم اشبالی

💡 آگهی ز آن غیوث و آن امطار آگهی زآن لیوث و آن اشبال؟

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز