فرهنگ عمید
اتاق کوچک.
اتاق کوچک.
{cabin, cabine (fr. )} [عمومی، مشترک حمل ونقل] 1. اتاقکی که از مصالح سبک ساخته شده باشد 2. هریک از اتاق های داخل کشتی و جایگاه مخصوص خلبان در هواپیما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوربین سوراخسوزنی در اصل، جعبه یا اتاقکی است که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنهای ریز، وجود دارد و عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتاً واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن ایجاد شود.
💡 هرکدام از این قفسهها تقریباً به بزرگی یک اتاقک تلفن هستند، و قابلیت پشتیبانی یک آزمایشگاه مستقل به همراه تمام تجهیزات آن را دارا میباشند. این تجهیزات شامل واحدهای نیرودهنده، خنککننده، و سیستمهای ارتباط دادهای و ویدئویی به پژوهشگران مستقر در زمین است.
💡 برای بهبود عملکرد آن آلمانیها دست به ارتقای موتور هواگرد خود زدند که حاصل آن مدلهای آر ۶۸ایی با موتور یومو ۲۱۰ب با توان ۶۱۰ اسب بخار، آر ۶۸اف با موتور بامو ۶ با توان ۶۷۵ اسب بخار و آر ۶۸گه با موتور بامو ۶ با توان ۷۵۰ اسب بخار بود. یک مدل آزمایشی نیز با عنوان آر ۶۸ها با موتور شعاعی تقویتشده بامو ۱۳۲ خنکشونده با هوا و اتاقک تماماً سر بسته طراحی شد.