فرهنگ فارسی
جاری کردن، روان ساختن، راندن، رواکردن امری
جاری کردن، روان ساختن، راندن، رواکردن امری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب ماجرای دیده از خون دل نوشتم کو باد تا ز بلبل نامه به گل رساند
💡 خاطرم از ماجرای عمر بی حاصل گرفت پیش بینی کو کز او پرسم مآل خویشتن
💡 است. پیادهسازی سریعتری از این الگوریتم، توسط روبرت تارجان ارائه شد که زمان اجرای آن برای یک گراف نا متراکم
💡 ماجرایی خردهوار اندر میان خواهم نهاد باورم کن گرچه کس را از من این باور نشد
💡 ماجرای دل و آن غمزه بدمست مپرس می چکد خون ز سخن، شیشه به سنگ آمده را