برآمده

لغت نامه دهخدا

( برآمده ) برآمده. [ ب َ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب / نف مرکب ) نعت مفعولی از برآمدن. || محروم شده. از دست خارج شده. بیرون شده: وردانشاه و علی با خدمت اصفهبد آمدند برهنه و از ملک برآمده. هر دو را نان بدید کرد و تیمار داشت میفرمود. ( تاریخ طبرستان ). || رفیع. بلند. مشرف. مرتفع. || عالی. || برجسته:ناهده؛ برآمده پستان. ( منتهی الارب ). || طلوع کرده. طالعشده. || حاصل شده، چنانکه کام برآمده یعنی مقضی المرام و کامیاب شده و حاجت برآمده، یعنی حاجت روا شده. || تربیت شده. بارآمده. پرورش یافته. پرورده. پروریده. روئیده. || گذشته. سپری شده: گفت بیافریدیم آدم را... سالها بر او برآمده. ( ترجمه تفسیری طبری ). || ( اِ مرکب ) دهلیز و پیشگاه ایوان. ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

( برآمده ) ۱. بالاآمده، برجسته، ورم کرده.
۲. [قدیمی، مجاز] مشهور، معروف.

فرهنگ فارسی

( بر آمده ) ( اسم ) ۱- بالا آمده. ۲- ظاهر شده پدیدار گشته. ۳- برجسته. ۴- ورم کرده.
نعت مفعولی از بر آمدن یا محروم شده.

جمله سازی با برآمده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود را به وقت نزع ببینی به چشم خویش از مال و جان برآمده وز خان و مان شده

💡 او از عهدهٔ انجام مأموریتی که خداوند خدا، بار امانتش را بر دوش وی نهاده بود، برآمده بود.

💡 زمانی که همهٔ برآمدها احتمال وقوع یکسان داشته‌باشند، احتمال وقوع پیشامد

💡 بگرد چشمه ی نوش تو سبزه گر بدمید ترش مشو که نبات از شکر برآمده است

💡 ز تک خاک دانه‌ها سوی بالا برآمده که عنایت فتاده را به علی نردبان شود

💡 عدد اول باشد، پس قطعاً یک برآمده از اعداد اول است، و اگر نه، پس بنابر تعریف آن برآمدۀ

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز