بازبین

لغت نامه دهخدا

بازبین. ( نف مرکب ) وارسی کننده. بجای کنترلر اختیار شده و آن کسی است که کالا و جنسهای تجارتی را رسیدگی کرده برابری آنها را با بارنامه تصدیق مینماید. کسی که در راه آهنها و تماشاخانه ها بلیطهای فروخته شده را بازرسی مینماید تا هر کسی مطابق ارزش بلیط در جای خود قرار گیرد. ( واژه های نو، فرهنگستان ایران ).

فرهنگ عمید

کسی که در راه آهن، تماشاخانه، یا جای دیگر بلیت ها را بازدید و رسیدگی می کند، کنترلر.

فرهنگ فارسی

کسی که در راه آهن یا تماشاخانه یا جای، دیگر بلیتها را بازدید و رسیدگی میکند

جمله سازی با بازبین

💡 دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

💡 در وب‌سایت بازبینی جمعی نقد راتن تومیتوز از نظرات ۱۶ منتقد با میانگین امتیاز ۵٫۳ از ۱۰ است. متاکریتیک، که از میانگین وزنی استفاده می‌کند، بر اساس ۸ منتقد، امتیاز ۴۸ از ۱۰۰ را به فیلم اختصاص داد که نشان‌دهنده «بررسی‌های متوسط» است.

💡 وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

💡 یقین از عزت اینجا راز بین تو یقین هم جان جان را بازبین تو

💡 وب سایت بازبینی جمعی راتین تومیتوز بر اساس ۲۱ بررسی از منتقدان، با میانگین امتیاز ۶٫۵ / ۱۰، به این فیلم ۸۱٪ امتیاز می‌دهد.

💡 گره‌ها از طریق استفاده از رمزنگاری، این تراکنش‌ها را بازبینی کرده و در یک دفتر کل توزیع شده عمومی که به آن زنجیره بلوکی گفته می‌شود ضبط می‌کنند. بیت‌کوین را شخص یا گروهی از اشخاص ناشناس تحت نامساتوشی ناکاموتا اختراع و در سال ۲۰۰۹ به عنوان یک نرم‌افزار متن باز عرضه کردند.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز