بارگران

لغت نامه دهخدا

بار گران. [ رِ گ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ثقل. ( منتهی الارب ). بار سنگین. وقر. ( ترجمان القرآن ):
شتروار بار گران دو هزار
پسندیده باژ ازدر کارزار.فردوسی. || بمجاز، تکلیف شاق:
گر شریعت همه را بار گرانست رواست
بار اگر خر کشد این عامه همه پاک خرند.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

بار سنگین

جمله سازی با بارگران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بار تمنا به دلت بارگران است بگذار که امید تو نومید برآید

💡 چون کوه ناله نیز ز ما سر نمی‌کشد از بسکه زبر بارگرانجانی خودیم

💡 خستهٔ بار گران است ز خوی بد خو‌یش نشنیدست مگر خوی بد و بارگران

💡 فکر جمعیت دلها چقدر سنگین بود آسمانها ته این بارگران خم برخاست

💡 مور ضعیف بارگران چون‌کشد به جهد من بار عشق دوست به‌ دل همچنان کشم

قماربازی یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
حموز یعنی چه؟
حموز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز