اهانت کردن

لغت نامه دهخدا

اهانت کردن. [ اِ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تحقیر کردن. ( ناظم الاطباء ). خواری روا داشتن: باصحاب او اهانت کنیم. ( جهانگشای جوینی ).
هر چه بینی ز دوستان کرم است
گر اهانت کنند و گر اعزاز.سعدی.

فرهنگ فارسی

تحقیر کردن. خواری روا داشتن

ویکی واژه

profanare

جمله سازی با اهانت کردن

💡 وقتی اینطور کشور شما (آمریکا) را تحقیری می‌کنند که ما را کردند، اینجور چیزها به یاد آدم می‌ماند. آدم کسانی را که آنطور به حیثیت شما و خانواده و کشورتان اهانت کردند را فراموش نمی‌کند. تنفر آنان از آمریکایی‌ها را هنوز به خوبی به یاد دارم. از هر روزنه بدنشان در حال نشت کردن بود.