اغانی. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اُغنیَّة. سازهایی که بدون نفخ ودم نواخته میشود مثل چنگ و رباب و امثال آنها خلاف مزمار که سازی است که با نفخ دم نواخته شود مثل نی و امثال آن. ( فرهنگ نظام ). || ج ِ اغنیة، بمعنی تصنیف در تداول عربی امروز. رجوع به اغنیه شود.
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ اُغنیُِه. ۱ - سرودها، آوازها. ۲ - سازهای غیربادی.
= اغنیه
( کتاب ال... ) کتابی است در باب سرود ها و تصانیف خنیا گران خلفا مخصوصا مغنیان دوره هارون الرشید و اشعاری که به آواز می خواندند و ترجمه احوال خنیاگران و شاعران تالیف ابو الفرج اصفهانی رجال قرن چهارم مانند صاحب بن عباد و عضد الدوله دیلمی به آن توجه بسیار داشتند و گفته اند عضد الدوله آنرا در سفر و حضر از خود دور نمی داشت
آوازها، سرودها، آنچه که به آن ترنم کنند، جمع اغنیه
( اسم ) جمع اغنیه. ۱ - سرودها آوازها. ۲ - سازهایی که بی نفخ دم نوازند ( سازهای غیر بادی ).
اغانی (الاغانی). اَغانی (اَلاَغانی)
(به معنی ترانه ها؛ جمعِ اُغنیه به معنی ترانه، آهنگ، آواز) کتابی تاریخی و ادبی به عربی در قرن ۴ق، نوشته ابوالفرج اصفهانی. مؤلف آن را بر پایۀ ۱۰۰ آهنگ عربی، که خنیاگران هارون الرشید برای او انتخاب کرده بودند، ترتیب داده و برای هر آهنگ، سروده های هم آهنگ آن را آورده و شرح حال سراینده های آن ها را نیز به تفصیل ذکر کرده است. این اثر، که آمیزه ای از ادبیات و موسیقی و تاریخ است، در طول نیم قرن فراهم آمده و جلوه های فرهنگ و تمدن عرب را از دورۀ جاهلیت تا اواخر قرن ۳ق به تصویر کشیده است. الاغانی پرداخته های بسیاری در قالب گزیده، پژوهیده های جزئی و کلّی، ذیل و فهارس دارد و در ۲۱ مجلّد به چاپ رسیده است. گزیده ای از آن به فارسی ترجمه شده است.
جِ اُغنیُِه.
سرودها، آوازها.
سازهای غیربادی.
💡 بخرابات مغانی همه چنگست و اغانی همه جا مست و جوانی، همه جا بانگ هیاهو
💡 درون مغزم از افکار خوش، چراغانیست چرا که در شب مه، فکر نیز نورانیست
💡 که نیرزد به همه لذتِ پیری خوشیای در جوانی که چراغانی مشتی کلش است
💡 ابوسعید سجزی در رساله ی تثلیث زاویه دو راه برای حل مسئله ی تثلیث زاویه از صاغانی نقل کردهاست.
💡 در کتاب برگزیده اغانی نوشته ابولفرج اصفهانی، بارها نام سکینه در ارتباط با موسیقیدانان و خنیاگران و نوحه سرایان معروف زمان خودش ذکر شدهاست
💡 الاغانی، مقاتل الطالبیین و اخبارهم که در سال ۳۱۳ ق تألیف شده در شرح احوال ۲۱۶ تن از اولاد ابو طالب، و کتاب ادب الغرباء یا آداب الغرباء یا أدباء الغرباء.