اشتباهی
مترادفها
سهوی، از روی خطا
متضادها
عمدی، درست، صحیح
لغت نامه دهخدا
اشتباهی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) وهمی. مبهم.
فرهنگ فارسی
وهمی. مبهم. بد گمانی
جمله سازی با اشتباهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم از بیداد زلفت خویشتن را وارهانم اشتباهی بود لیکن بس مبارک اشتباهی
💡 به محمد منسوب است که: «کسی که ابوجهل را ابوحکم مینامد، اشتباهی بزرگ مرتکب شدهاست و او باید از خداوند طلب بخشش کند تا بلکه بخشیده شود.»
💡 اشتباهی بنماند که تویی هستی من چون که از هستیِ خود نیست گمانم بیتو
💡 نکته اشتباهی هم در آتشکده یزدان آمده و معلوم نیست از کجا نقل شده و آن این است که گوید شیخ احمد در مزار شیخ الاسلام اعظم دفن و بقعه به نام شیخ احمد خوانده شد.
💡 خروجی الگوریتم «بله» خواهد بود که خروجی اشتباهی است. حال در صورتی که این الگوریتم را
💡 چو سرخ جامهٔ من، هیچ طفل جامه نداشت بسی مقایسه کردیم و اشتباهی نیست